کاراموزی به خاطره ها پیوست. تموم شد و رفت پی کارش. وقتی مقاله ی دوم رو ایمیل میکردم٫ احساس رهایی میکردم. از اینکه یکی از دایره های نیم باز ذهنم٫ بسته شده بود و دیگه٫ قرار نبود یه گوشه از ذهنم درگیرش باشه عمیقا خوش حال بودم.و به خودم قول دادم حتی اگر عیب و ایراد هم از مقاله گرفت بگم که شرایط اینکه بیشتر از این بهش تایم بدم رو ندارم. و دقیقا فردای شبی که مقاله رو براش میل کردم پیام داده اگر ممکن هست نسخه‌ی فارسی مقاله رو هم بفرستید. باورم نمیشد توقع داره مقاله ای رو که خودش گفته بود ترجیحا زبان اصلی باشه رو براش ترجمه هم بکنم. وقتی مطمئن شدم ٫ طبق سناریوی از پیش تعیین شده بهش گفتم نمیتونم و تا قبل از شروع ترم جدید کارهایی درام که باید به اونا بپردازم. (مرسی از اووکادو بابت تمام مقاله هایی که این مدت برام تهیه کرد).

++این روزها ٫ شب ها با عذاب وجدان درس نخوندن برای ارشد به خواب میرم . و هر شب ابن نوید رو به خودم میدم که فردا بیشتر میخونم و من از خودم ناامید نمیشم. 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

در جست و جوی زمان ِ از دست رفته نقاشی ساختمان طراحی اپلیکیشن راهنمای گل و گیاه دانلود آهنگ جدید انگشتر مـن و شـمـا ???? نمایندگی پکیج دیواری و اسپلیت در شیراز مرغ مهاجر پرسپولیس